خانه ی سبز - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 21:30
خانه ی سبز وقتی وارد کوچمون میشم پر از احساس آرامش میشم..درختای بلند و در هم رفته,صدای پرنده ها...اروم اروم قدم میزنم و به انتهای کوچه میرسم..کلیدُ میچرخونم و وارد ساختمون میشم..همینجور که نگاهم به باغچه س از پله ها بالا میرم کلید درو میچرخونم و وارد خونه میشم..ناخودآگاه لبخند رو لبام میشینه..بوی خا...
خواب عصرگاهی - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 21:30
خواب عصرگاهی بعد از مدت ها عصر ترجیح میدم بخوابم و وقتی چشمامُ باز میکنم نزدیک غروبِ..یهو میرم به سالهای دانشجویی..حس و حال پاییز دارم تو این هوای داغ و شرجی..دلم پر میکشه واسه ثانیه ثانیه اون روزها..چقد دلم تنگه دوستامه..چقد دلم تنگه اون فضاست..ای کاش میشد بار دیگه برمیگشتم به همون روزهای شیرین..ول...
- تاریخ: 1401/11/4 ساعت: 0:05
جمعه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۷ • 10:29 ففقط اومدم بنویسم که ثبت بشه برای خودم چون از هیچکس هیچ خبری نیست.. یک روز قبل از زایمانم که با شوق و ذوق از خواب بیدار شدم که آخرین روز بارداری رو بگذرونم اینستا رو طبق عادت همیشگی باز کردم و با چیزی روبرو شدم که باور نمیکردم..با برگه ترحیم بهترین و صمیمی ترین و ق...
شمارش معکوس - تاریخ: 1400/9/10 ساعت: 8:14
خواب عصرگاهیپنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۶ • 19:36 بعد از مدت ها عصر ترجیح میدم بخوابم و وقتی چشمامُ باز میکنم نزدیک غروبِ..یهو میرم به سالهای دانشجویی..حس و حال پاییز دارم تو این هوای داغ و شرجی..دلم پر میکشه واسه ثانیه ثانیه اون روزها..چقد دلم تنگه دوستامه..چقد دلم تنگه اون فضاست..ای کاش میشد بار دیگ...
من برگشتم:) - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 13:18
دلم برای اینجا خیلی تنگ شده..هفته دیگه اولین سالگرده ازدواجمونه..خیلی زود گذشت،خیلی زودتر از اون چیزی که فکرشو میکردیم..حدود دو ماهه که مشغول به کار شدم..ولی در عوض همسر جان ازم دور شده و موقتا توی شهر دیگه کار میکنه..خیلی روزای سختی رو میگذرونم ولی چاره ای جز صبر ندارم.. کلی برنامه دارم برای جشن سا...

برچسب‌های مرتبط

من برگشتم | من برگشتم به انگلیسی | من برگشتم ولی تنها | من برگشتم شعر | من برگشتم دوستان | من برگشتم به انگلیسی چی میشه | من به خود برگشتم از تو | من دوباره برگشتم | سلام دوستان من برگشتم | سلام من برگشتم